پست آخرم واقعا پست توپ پری بود. خیلی نوروز مرخفی و پشت سر گذاشتم. یه مهمونی فوق العاده رو برام زهرمار کردند. و مجبور شدم سفرم و نیمه کاره ول کنم و برگردم به شهری که چشم دیدنش و ندارم. 

ولی اینقدرا هم این روزا بد نیست. 

دنیا میگذره. روزهای بد و خوبش پشت سر هم میگذرن.

ولی واقعیت زمانه این است که نسلی به وجود آمد که ازش انتظارات زیادی وجود دارد ولی میدان عمل به او داده نمی شود. نسلی که از نسل قبل از خودش یاد گرفت که فریاد بزند و همان نسل جلوی دهانش را گرفته است. 

ولی با همه ی این اتفاقات نسل سخت جانی هستیم.

همین باعث شده تا با همه ی غرهایی که میزنیم کارهایمان را هم انجام میدهیم. 

پیش میرویم و به آینده با همه ی سیاهی هایی که میبینیم امید سفیدی و نور داریم. 

نوشته شده توسط سمیه در دوشنبه ۱۳۹۸/۰۸/۱۳ |