تبليغاتX
پشت مرزهای ممنوعه - زمانه

پشت مرزهای ممنوعه

غريب بودم ، گشتم غريب تر اما:----دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم .

در اين زمانه بي هاي و هوي لال پرست

 خوشا به حال کلاغان قيل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه ي خود را

 براي اين همه ناباور خيال پرست؟

به شب نشيني خرچنگهاي مردابي

 چگونه رقص کند ماهي زلال پرست

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

 به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

رسیده ام به کمالی که جزء انا الحق نیست

کمال دار برای من کمال پرست

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است

 به چشم تنگی نامردم زوال پرست.

محمد علی بهمنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 14:54  توسط سمیه  |