افراد مختلفی در زندگی یک فرد موثر هستند. از بدو تولد افرادی مانند مادر، پدر،پدر بزرگ، مادربزرگ، عمه، خاله، دایی، عمو و ... به ترتیب نزدیکی و دوری انها به کودک در زندگی او تاثیرات مختلفی دارند و درجه این تاثیرات به تناسب نزدیکی افراد افزایش میابد.یعنی پدر و مادر بیشترین تاثیر را بر روی کودک دارند. ولی ایا این تاثیرات در کل دوران زندکی فرد یک سان است و درجه این تاثیرات تغییر نمیکند؟
مسلما این درجات مدام در حال تغییر می باشند. همانطور که کودک در سالهای اولیه زندگی خود همانند پادشاهی مقتدر ولی بیتجربه زندگی خود را اغاز می کند و در سالهای نوجوانی همانند زندانی خطاکار در بند می شود و در سالهای جوانی مانند وزیر و مشاوری برای خانواده مطرح می شود، نقش پدر و مادر و درجه تاثیر آنها در زندگی این کودک نیز مدام در حال تغییر است. بنا بر این نمی توان همان رفتاری را که فرد در دوران نو جوانی خود نسبت به والدین خود اعمال می کرد را در دوران جوانی نیز ادامه دهد و یا اینکه نوع معاشرت او با پدر و مادر در دوران تاهل باید همانند دوران تجرد باشد.
یک فرد در دوران رشد و پیشرفت خود با افراد مختلفی برخورد می کند، در این گذر زمان از آنها بسیار سود می بردو با کمک و راهنمایی این افراد مسیر رشد و ترقی خود را طی می کند. این افراد همواره قابل تقدیر و احترام می باشند ولی در همه شرایط زندگی نمی توانند مشاورین خوبی باشند. زیرا اگر در طی این رشد و ترقی مشاورین فرد نیز رشد و ترقی کنند با عث بسی شکر و تقدیر است ولی معمولا این افراد از رشد و ترقی باز می ایستند و فرد مشورت گیرنده از آنها پیشی می گیرد و در سالهای آتی فرسنگها از آنها فاصله گرفته است.در این صورت آن افراد نمی توانند مشاورین خوبی باشند.در نتیجه انها فقط در طول زمان قابل تقدیر و احترام هستند و نباید انتظار داشته باشند که در هر شرایط و هر موضوعی با انها مشورت شود.
