تبليغاتX
پشت مرزهای ممنوعه

پشت مرزهای ممنوعه

غريب بودم ، گشتم غريب تر اما:----دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم .

 

در این زمانه ی بی هایوهوی لال پرست

 

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

محمد علی بهمنی

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/31ساعت 10:33  توسط سمیه  | 

هواخواه توام جانا و می​دانم که می​دانی

که هم نادیده می​بینی و هم ننوشته می​خوانی

 ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق

نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

 بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور

که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی

 گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است

خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی

 ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد

که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی

 چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است

مباد این جمع را یا رب غم از باد پریشانی

 دریغا عیش شبگیری که در خواب سحر بگذشت

ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی

 ملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیست

بکش دشواری منزل به یاد عهد آسانی

 خیال چنبر زلفش فریبت می​دهد حافظ  

 نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنبانی

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/16ساعت 20:1  توسط سمیه  |