تبليغاتX
پشت مرزهای ممنوعه

پشت مرزهای ممنوعه

غريب بودم ، گشتم غريب تر اما:----دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم .

دف دف زنان بيا به شبستان من برقص
هوهو کنان بچرخ و به ايوان من برقص
چون گردباد پای بکوب و به پای خيز
چرخان ميان بهت بيابان من برقص
دست از ميان باغچه ی من برآور و
نيلوفرانه بر لب ايوان من برقص
گيسو رها کن ای شب پيچيده زير ماه
لختی ای آبشار پريشان من برقص
ای مستی هميشه به مينای  من بچرخ
ای تلخی مدام به فنجان من برقص
عريان شو ای جهنم ناب ای گناه محض
آتش بزن به خرمن ايمان من برقص
مرداد آتشين من اسفند دود کن
ارديبهشت وار به آبان من برقص
الوند من نشسته و خاموش تا به چند
برخيز ای غرور فروزان من برقص...

سعید بیابانکی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 12:58  توسط سمیه  | 

" این چه دنیایی است که دختر رسول خدا را در خویش تاب نمی آورد؟

این چه روزگاری است که " راز آفرینش زن " را در خود تحمل نمی کند؟

این چه عالمی است که دردانه خدا را از خویش می راند؟ "*

سالروز وفات دخت مکرم پیامبر اسلام تسلیت باد.

--------------------------------------------------------------------

*بر گرفته از کتاب "کشتی پهلو گرفته" نوشته سید مهدی شجاعی.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/18ساعت 12:6  توسط سمیه  | 

 

اونایی که اهل کتاب و کتاب خوندن هستند به این ادرس یه سری بزنند.

 

http://navidebook.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/13ساعت 15:35  توسط سمیه  |